وجود وفاق و توافق محکم میان اعضای یک جامعه، دغدغة مهم فکری همه کسانی است که به رشد و تعالی جامعه می‏اندیشند و پیوسته در این اندیشه‏اند که چگونه می‏توان از خواسته‏های متفاوت مردم، برآیندی مثبت ساخت تا حیثیت جامعه در مسیر تکامل پیش رود. منظور ما از وفاق، توافق بر سر مجموعه‌ای از ارزش‌ها و باورها است که زمینة رفتارها و اعمال اجتماعی را شکل می‌دهد. اعمال و رفتارهایی که زندگی اجتماعی و جمعی را خلق کرده و به آن هستی و هویت می‌دهد. یک جامعه پایدار نمی‌ماند مگر اینکه رفتارها و امورات اجتماعی آن دارای ثبات و پیوستگی مشخصی باشد‌، این ثبات و پیوستگی هم به‌وجود نمی‌آید مگر با داشتن وفاق و تفاهم میان افراد و اعضای جامعه در امور مشترک. با وجود آنکه میان صاحب‌نظران در مورد تعریف وفاق اجتماعی اتفاق نظر وجود ندارد، می‌توان این مفهوم را در دو بُعد نظری و عینی مورد بررسی قرار داد. از بعد نظری، وفاق اجتماعی به نزدیکی و سازگاری باورهای افرادی اشاره دارد که قرار است میان آنها وفاق اجتماعی به وجود آید. اما از بعد عینی، رفتار و نوع نظام اجتماعی است که در آن برآیند نیروها در جهت سازگاری، انطباق و تعادل بیشتر میان اعضا است.
بر این اساس، یکی از اصلی‏ترین اهداف همه نظام‏های سیاسی، تلاش برای یکپارچه ساختن گروه‏های اجتماعی است. همین ضرورت باعث شد گروه پژوهش‌های فرهنگی و اجتماعی پژوهشکده تحقیقات راهبردی در قالب یک پژوهشنامه به بررسی ابعاد مختلف این مفهوم اجتماعی بپردازد.
مقاله اول این پژوهشنامه اختصاص یافته است به مقاله بررسی مفهومی و نظری وفاق اجتماعی نوشته دکتر بهاره نصیری و جهانگیر بخشی. هدف این مقاله بررسی مفهومی و نظری وفاق اجتماعی است. به این منظور نویسندگان به طرح مفهوم وفاق اجتماعی در منابع مختلف، آراء نظریه‌پردازان کلاسیک (اگوست کنت، تونیس، دورکیم، زیمل، پارتو)، انواع وفاق (تهاجمی و هنجاری) و تأثیرات وفاق اجتماعی پرداخته‌اند.
مقاله بعدی به «وفاق اجتماعی در ایران» نوشته مرتضی زین آبادی اختصاص دارد. در این مقاله، نویسنده با اشاره به چالش‌برانگیز بودن مفهوم وفاق اجتماعی در ایران به ضرورت توجه به آن اشاره می‌کند.
بنا به نوشته وی اصلی‏ترین اهداف همه نظام‏های سیاسی، تلاش برای یکپارچه ساختن گروه‏های اجتماعی است. این امر به عصر حاضر اختصاص ندارد و همواره برای همه رهبران و اندیشمندان امور اجتماعی مسلم بوده است که هر مقدار، گروه‏های اجتماعی از همگونی در اهداف و جهت‏گیری‏ها و دغدغه‏های مهم اعتقادی و اجتماعی برخوردار باشند، زمینه ایجاد وفاق و همبستگی همگانی فراهم‏تر خواهد شد. نویسنده پس از بررسی مفهومی وفاق اجتماعی و مفاهیم نزدیک به آن (همبستگی، هم‌نوایی، تطابق، هم‌رنگی و همانندگردی) به بررسی وفاق در جامعه ایران در سه سطح خُرد، میانی و کلان می‌پردازد. بررسی میزان وفاق اجتماعی در ایران بر اساس پیمایش‌های ملی ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان در سال‌های 1382 و 1379 بخش دیگری از این مقاله را تشکیل می‌دهد. نفوذ فرهنگ غرب، سیاست‌ها و برنامه‌های رفاهی و اجتماعی دولت، تعارض‌های فرهنگی در جامعه، تضعیف دین در جامعه نیز از نظر نویسنده به عنوان عوامل تضعیف‌کنندة وفاق در جامعه معرفی شده‌اند.
مقاله بعدی با عنوان «وفاق و مشارکت اجتماعی» نوشته حمیدرضا عبداللهی به بررسی تأثیرات متقابل وفاق و مشارکت اجتماعی می‌پردازد. نویسنده با اشاره به اینکه وفاق و مشارکت به عنوان عناصر اصلی سرمایه اجتماعی به جهت ارتباط مستقیمی که با بسیاری از متغیرهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی دارند، مورد توجه بسیاری از اندیشمندان می‌باشند، با ارائه تعاریف و پیشینه تئوریک سعی کرده است تا ارتباط و اهمیت این دو متغیر را به طور ملموس بیان کند.
«استلزامات وفاق ملی و انسجام اسلامی در جامعه اسلامی» نوشته زهرا رضایی عنوان مقاله بعدی است که به طرح ضرورت و چگونگی تحقق وفاق در جامعه اسلامی می‌پردازد. نویسنده ضمن بررسی و تحلیل دو بعد وفاق ملی در مدیریت و سیاست‌گذاری‌های کشور، راهکارهای عملیاتی شدن این اهداف و پیش‌نیازهای لازم جهت تحقق این اهداف پرداخته و در خاتمه نیز در دو سطح داخلی و خارجی به ارائه راهکار پرداخته است.
مقاله بعدی با عنوان «بررسی رابطه اعتماد و وفاق اجتماعی روستاییان و نقش آن در توسعه» نوشته حمیدرضا عبداللهی و سید مسعود رجبی به بررسی رابطه اعتماد اجتماعی و وفاق اجتماعی در بین روستاییان پرداخته است. نویسندگان در چارچوب یک جامعه آماری معین (کلیه افراد 20 سال به بالای ساکن روستای نیکنامده) به سنجش رابطه بین متغیرهای اعتماد اجتماعی و وفاق اجتماعی پرداخته‌اند. یافته‌های تحقیق حاکی از وجود میزان بالای اعتماد و متعاقب آن وفاق اجتماعی نزد روستاییان منطقه است. نویسندگان معتقدند می‌توان از این شرایط اجتماعی- فرهنگی در جهت عمران روستا نهایت بهره را برد.
«بررسی نقش اعتماد عمومی در همبستگی ملی» نوشته مولود رضاپناه عنوان مقاله بعدی است. نویسنده با ارائه تعریف جامع از مفهوم اعتماد اجتماعی، همبستگی اجتماعی را از پیامدهای تأثیرگذار اعتماد دانسته و به بررسی روابط متقابل آن دو پرداخته است. نویسنده معتقد است به منظور ایجاد و پیشبرد همبستگی ملی در کشور ابتدا باید یکی از پیش‌شرط‌های اساسی آن یعنی اعتماد اجتماعی را تقویت نماییم.
مقاله بعدی به «عوامل مؤثر بر وفاق اجتماعی» نوشته حمیدرضا عبداللهی اختصاص دارد. نویسنده معتقد است: وفاق اجتماعی، در واقع تکیه بر اصول مشترک و توافق بر معیارهای جمعی است که افراد به‌منظور سازمان دادن به حیات خویش آن را پاس می‌دارند. به عبارتی، توافق بر ارزش‌ها و اصول همگانی که تضمین‌کننده احساسات و درک و درد مشترک در زندگی جمعی باشد، اصطلاحاً وفاق جمعی خوانده می‌شود. اخلاق و عام‌گرایی، اجتماعی شدن، خانواده و دولت، دین (مذهب)، جامعه‌پذیری و نهادینه شدن و قانون‌گرایی عواملی هستند که نویسنده به بررسی آنها می‌پردازد.
«سیاستمداران خوب و سیاست‌های بد: همبستگی اجتماعی، نهادها و رشد» برگردان زهرا رضایی آخرین مقاله این پژوهشنامه است. این مقاله به دنبال بررسی موانع موجود پیش روی اصلاحات سیاسی است. موانعی که می‌تواند بازدارنده‌ای جدی در مقابل تغییراتی باشد که برای ایجاد استانداردهای بهتر زندگی برای همه مردم و به‌ویژه فقرا ضروری هستند. بنا به نوشته نویسنده، یکی از دلایل اصلی اینکه در تمام دنیا و به‌ویژه در کشورهای فقیر، سیاستمداران خوب، سیاست‌های بد اتخاذ می‌کنند این است که آنها با فشارهای اجتماعی در مسیر ایجاد اصلاحات روبرو هستند. این فشارها (محدودیت‌ها)، حاصل درجاتی از همبستگی اجتماعی است. همبستگی اجتماعی، تعیین‌کننده کیفیت نهادها است که تأثیر مهمی بر سیاست‌های توسعه‌ای دارد.