راسیونالیسم

خِرَدگرایی یا عقل‌گرایی یا مکتب اصالت عقل به معنی تکیه بر اصول عقلی و منطقی در اندیشه، رفتار و گفتار است.این واژه هنگامی که در ارتباط با متفکرانِ نخستینِ قرنِ هفدهم از جمله دکارت، اسپینوزا، و گوتفرید لایبنیتز به کار رود، به معنایِ باور به عقل به عنوانِ تنها منبعِ معتبرِ شناخت است. آن‌چه که تجربه و مشاهده به ما می‌گوید بسیار متزلزل‌تر از آن است که بشود به آن اعتماد نمود. این متفکران تلاش نمودند حقایقِ اصلیِ هستی را از راهِ برهان و استدلالِ عقلی اثبات کنند.

منابع : wikipedia.org

        hawzah.net

ادامه نوشته

لیبرالیسم

آزادی‌خواهی یا لیبرالیسم (به انگلیسی: Liberalism) به آرایه وسیعی از ایده‌ها و تئوری‌های مرتبط دولت اطلاق می‌شود که آزادی شخصی را مهم‌ترین هدف سیاسی می‌داند. لیبرالیسم مدرن در عصر روشنگری ریشه دارد. به صورت کلی، لیبرالیسم بر حقوق افراد و برابری فرصت تأکید دارد. شاخه‌های مختلف لیبرالیسم ممکن است سیاست‌های متفاوتی را پیشنهاد کنند، اما همه آن‌ها به صورت عمومی توسط چند قاعده متحد هستند، از جمله گسترش آزادی اندیشه و آزادی بیان، محدود کردن قدرت دولت‌ها، نقش قانون، تبادل آزاد ایده‌ها، اقتصاد بازاری یا اقتصاد مختلط و یک سیستم شفاف دولتی. همه لیبرال‌ها -همینطور بعضی از هواداران ایدئولوژی‌های سیاسی دیگر - از چند فرم مختلف دولت که به آن لیبرال دموکراسی اطلاق می‌شود، با انتخابات آزاد و عادلانه و حقوق یکسان همه شهروندان توسط قانون، حمایت می‌کنند.لیبرالیسم به صورت یک اصطلاح اندیشۀ سیاسی، معانی زیادی داشته است، اما هرگز از اصل لاتین کلمه liber، به معنی آزاد، جدا نبوده است. این اصطلاح دلالت دارد بر دیدگاه یا خط مشی‌های کسانی که گرایش اولیه‌شان در سیاست و حکومت کسب یا حفظ میزان معینی آزادی از قید نظارت یا هدایت دولت یا عوامل دیگری است که ممکن است برای ارادۀ انسانی نامطلوب به شمار آید. لیبرالیسم به طور سنتی جنبشی بوده است برای تامین این نظر که مردم به طور کلی تابع حکومت خودکامه نیستند، بلکه در زندگی خصوصی شان مورد حمایت قانون قرار می گیرند و در امور عمومی بتوانند قوه ی مجرب حکومت را از طریق یک هیآت قانونگذاری که آزادانه انتخاب شده باشند کنترل کنند. لیبرالیسم در زمینۀ نظریۀ ناب متمایل به پیروی از جان لاک فیلسوف انگلیسی بوده است که به وضعیت طبیعی و قانون طبیعت اعتقاد داشت. بر این اساس این نظر تصدیق می شد که هیچ کس نباید به سلامتی، زندگی، و اموال دیگران آسیبی برساند.

منبع : wikipedia.org


ادامه نوشته

فلسفه پسامدرن

«پست» در فارسی به معنای: مابعد، فرا، پس و پسا می باشد. و پست مدرنیسم، به مفهوم فرا تجددگرایی، فرانوگرایی و پسانوگرایی است. اصطلاح پست مدرن (postmodern)، پست مدرنیسم (postmodernism) و پست مدرنیته (post modernity) تفاوت چندانی با هم ندارند.

منبع : wikipedia.org 



ادامه نوشته

فراماسونری چیست؟

کلمه ی  ماسون (mason)   یعنی  بنّا،  فراماسون (Freemason)  یعنی  بنّای  آزاد. ماسونری  یک تشکیلات منظم جهانی است که بر  ارکان  دولت های  جهان  و  اکثر وجوه زندگی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جوامع، سلطه یافته است و  بسیار  هم آزادانه عمل می کند.  کسی  که  عضو  فراماسونری  است،  ماسون  یا  فراماسون نامیده می شود. ساختمانی که مرکز  فعالیت  ماسونهاست  لژ  نام  دارد.  یکی  از بزرگترین اهداف گروه های ماسونی این است که زمینه را برای حکومت فردی از بین ماسون ها با عنوان نمادین ضد مسیح (Antichrist  = دجال)، یا  به  تعبیر  بعضی  از گروه های ماسونی، فرعون جدید (New Pharaoh) آماده کنند. فراماسونری جمعیتی سرّی است که کسی به راحتی نمی تواند در حریم آن نفوذ کند و اگر هم راه یافت، مکلف است اسرار آن را مکتوم نگه دارد؛ اما با این وجود،  کسانی توانستند به حریم آن نفوذ کنند و به اسناد و مدارک مهمی دست یابند و  موفق  به  کشف  و  افشای اسرار آنها شوند. همه ی این افراد متفق الرأی  هستند  که:   «مسئله  یک  توطئه است که این توطئه از اواخر قرن هجدهم آغاز شده و تا به امروز هم با موفقیت تمام ادامه دارد و هدف نهائی آن ایجاد یک حکومت جهانی «شیطانی» است و برای پیاده کردن آن در سراسر عالم، به یک مبارزه وسیع و بی امان دست زده اند.»
کتاب «کمیته 300 کانون توطئه های جهانی» نوشته ی دکتر جان – کولمن،  در  این زمینه  چنین  می گوید:   « دلیل  موجودیت  نظامهای  پنهانی   مانند   سلحشوران اورشیلم،  سنت جان  و  مردان  میزگرد  و  گروه  میلنر  و  سایر  اجتماعات   مخفی (ماسونی) چه می تواند باشد؟ اینان، بخشی از  زنجیره ی  گسترده ی  فرماندهی سلطه گری  جهانی  را  تشکیل  می دهند   که   از   باشگاه  رم ،    سازمان  ناتو، مؤسسه ی  سلطنتی  امور  بین المللی   تا   سرسلسله ی   توطئه گران،   یعنی کمیته ی 300، امتداد دارد. این افراد و گروه ها به این اجتماعات پنهان  و  اسرار آمیز نیاز دارند، چرا که اعمالشان شیطانی است و بایستی از چشم جهانیان به دور بماند . 
   منبع : http://www.tebyan.net
ادامه نوشته

اومانیسم

اومانيسم، انسان سالاري، اصالت بشر، بشر سالاري يا خودبنيادي مكتبي است كه انسان را محور و مدار آفرينش قرار داده و با اصالت دادن به او اصالت خدا، دين يا هر امر غير بشري را نفي مي­كند. معناي اعم اين اصطلاح عبارت است از هر نظام فلسفي، سياسي، اقتصادي، اخلاقي يا اجتماعي كه هسته مركزي آن انسان است.   اين مكتب انسان را يگانه حقيقت آفرينش فرض كرده و آن را به جاي خدا مي­نشاند. بنابراين در تضاد با خدامحوري است و در شكل افراطي­اش هرگونه انديشه متافيزيكي مانند وحي الهي را انكار مي­كند. با فرض بشر به عنوان مالك و فرمانرواي عالم بت جديدي به نام انسان اختراع كرده و پرستش آن را ترويج مي­كند. اومانيسم در واقع به معناي پرستش انسان است نه انسان دوستي يا تكريم انسان كه مورد تاكيد اسلام و ساير اديان توحيدي است .

منبع : pajoohe.com

 

ادامه نوشته

سکولاریسم یعنی چه

واژه سكولاریسم (secularism) از ماده «secular» اخذ گردیده است این واژه نیز از (seculum) كه لاتینی است، مشتق شده است واژه (seculum) به معنای گیتی و دنیا بویژه دنیا در برابر مسیحیت (دین) تعریف می‌شود.[1] 
برای واژه سكولار (secular) معادل‌های متفاوتی در زبان فارسی ذكر شده است. از جمله این معادل‌ها بشری، زمینی (غیر معنوی)، دنیوی، غیر مذهبی، این دنیایی، عرفی و این جهانی می‌باشد.[2]بر این اساس سكولاریسم (secularism) به معنای عرفی گرایی، دنیایی گرایی، دنیوی گرایی و ... می‌باشد. 
در زبان عربی پیش‌تر از دهه‌های اخیر، لا دینی معادل سكولاریسم قرار داده می‌شد اما اخیراً از اصطلاحات «عِلمانیة» و «عَلَمانیة» استفاده می‌شود. به این معنا كه عده‌ای از نویسندگان از آنجا كه در جوامع سكولار به گمانشان علم نقش اساسی ایفاء می‌كند، عِلمانیه را ترجیح می‌دهند و عده دیگر به این دلیل كه جوامع سكولار به عالَم توجه بیشتری دارند، عَلَمانیه را مناسب‌تر تشخیص داده‌اند. عادل ظاهر در كتاب الأسس الفلسفیه للعَمانیة می‌گوید: «بسیاری از اندیشمندان عرب، واژه عِلمانیه را به كسر عین می‌خوانند كه اشاره به ارتباط داشتن باواژه علم می‌كند اما این مطلبی خطاست كه باید اصلاح شود، زیرا واژه «علمانیه» از «عالَم» مشتق شده است نه «علم» و تلفظ صحیح این واژه عَلَمانیه است كه عین و لام آن مفتوح می‌باشد. در كتاب‌های معاصر ما اگر بخواهند به علمی شدن اشاره كنند از واژه «عِلمَوی» استفاده می‌كنند كه البته از نظر اشتقاق لغوی علموی از علم بدست نمی‌آید. پس بهتر است از واژة «عِلمانی» بهره جوییم ...»[3]با توجه به این مطالب چون واژه عِلمانیه اشتقاق صحیحی از علم ندارد، بهتر است كه در زبان عربی آن را مشتق از عالم اخذ كنیم. 

منبع : تبیان

ادامه نوشته

استعمار فرانو

قدرت هاي استعماري براي حفظ سلطه خود، در هر عصري با ابزارهاي نو به استعمار كشورها و ملت هاپرداخته اند؛ در دوره هايي با حمله مستقيم نظامي به غارت منابع طبيعي و حتي انساني اقدام مي كردند، اما پس ازبيداري ملت ها، به شيوه نوين استعمار متوسل شدند: سلطه از طريق حكومت هاي به ظاهر مستقل، ولي وابسته به قدرت هاي استعماري. اين شيوه نيز تا مدت ها جزو اصلي ترين شيوه ها محسوب مي شد، اما با گسترش آگاهي ملت ها و نيز ضربه هايي كه از سوي قدرت هاي وابسته به ملت ها وارد شد، مقاومت هاي ضداستعماري و استبدادي گسترده اي در جهان شكل گرفت و اين شيوه استعماري با چالش جدي مواجه شد.با گسترش وسايل ارتباط جمعي و تبديل شدن جهان به يك دهكده جهاني و كم رنگ شدن حاكميت هاي ملي، اين امكان براي قدرت هاي استعماري فراهم شد تا با استفاده از ابزار رسانه اي به توسعه طلبي استعماري خود در عرصه هاي فرهنگي، سياسي و اقتصادي بپردازند.   منبع : روزنامه کیهان     



ادامه نوشته

چیستی صهیونیسم

صهيون، در زبان عبري، به معناي پُر آفتاب و نيز نام كوهي در جنوب غربي بيت‌المقدس است. كوه صهيون، زادگاه و آرامگاه داود پيامبرعليه ‏السلام  و جايگاه سليمان عليه ‏السلام بود. گاه اين واژه نزد يهوديان، به معناي شهر قدس، شهر برگزيده و شهر مقدس آسماني به كار مي‌‏رود؛ ولي در متون ديني يهود، صهيون، اشاره به آرمان و آرزوي ملت يهود براي بازگشت به سرزمين داود عليه ‏السلام و سليمان عليه ‏السلام و تجديد دولت يهود دارد. به ديگر سخن، صهيون براي يهود، سمبل رهايي از ظلم، تشكيل حكومت مستقل و فرمان‏روايي بر جهان است و از اين رو، يهوديان خود را فرزندان صهيون مي ‏دانند

منبع : سایت سازمان تبلیغات اسلامی

ادامه نوشته