دموکراسی چیست؟




مفهوم فقر مانند ساير مفاهيم علوم اجتماعی در طول زمان از سوی انديشمندان مختلف در معناهای گوناگونی مورد استفاده قرار گرفته است. حوزه های گوناگونی چون اقتصاد، جامعه شناسی و سياست از عرصه هايی بوده که همواره اين مفهوم در آن مطرح گشته و با توجه به نگرش عالمان اجتماعی از آن استفاده کرده اند.
فقر از همان ابتدا با مفاهيمی چون نابرابری و قشربندی درهم آميخته بوده و اکنون با مطرح شدن مفاهيمی چون توسعه، رفاه و برنامه ريزی اجتماعی، سياسی و اقتصادی پيچيدگی آن افزايش يافته است. به همين دليل برای معناسازی مفهوم فقر بايد تحول مفهوم را به لحاظ تاريخی دنبال کرد.فقر از زمانی که نابرابری به وجود آمده، در جوامع حضور داشته است. اما نگاه جديد به فقر به دوره صنعتی شدن شهرهای بزرگ اروپايی و به همراه آن هجوم کارگران به شهرهای ناآماده باز می گردد. در ابتدا اين نويسندگان بودند که به موضوع فقر توجه کردند و داستان های خود را درباره وضعيت فقرای شهری نوشتند....

اينها سوالات و مشكلاتي هستند كه جواب بسياري از آنها را ما به دولتمندان يك كشور ربط مي دهيم. اما با كمي تفكر متوجه مي شويم كه ريشه بسياري ا
ز اين مشكلات به خود ما برمي گردد.
هر شخص حقيقي كه نتواند درآمد روزانه و يا ماهيانه مشخصي داشته باشد و به اصظلاح عامه "هشت اون در گرو نه اون هست" رو بيكار تلقي مي كنيم. هر چند ممكن است آن شخص در پيش پدر و مادرش از لحاظ مالي تامين باشد

در آغاز مصاحبه، با ارائه تعريفي از مفهوم انحراف اجتماعي و ابعاد آن، تمايز ميان رفتارهاي ناسازگار با رفتارهاي غيرعادي بررسي شده است، در ادامه، برخي ازعلل ايجاد و گسترش معضل انحرافات اجتماعي در حكومت ديني تبيين مي شود، سپس با تأكيد بر عوامل فرهنگي نظير ظاهر گرايي به جاي توجه به محتواي عمل، عدم حساسيت فرهنگي از سوي مسئولين، اباحه گري، تغيير ارزشها و عدم نهادينه شدن ارزشهاي اسلامي و ايجاد فضاي آنوميك و فقدان تعهد اخلاقي … پيشنهاداتي جهت پيشگيري و مواجهه با انحرافات اجتماعي ارائه مي گردد. 
قشربندی اجتماعی بطور کلی ، جایگاه و موقعیت مردم در ساختار جامعه ، و در نتیجه ، شیوه زندگی آنها را تعیین میکند. قشربندی اجتماعی مفهومی است که تقریبا در اشاره به هر واحد اجتماعی ، با هر اندازه ، از گروهی کوچک تا جامعهای بزرگ ممکن است بکار رود. بطور خلاصه قشربندی اجتماعی یعنی رتبه بندی افراد برحسب شمار کیفیتهای مطلوبی که این افراد مشترکا دارند.

اما نقش محقق یا نقش تحقق یافته, نقش محولی است که بازیگر اجتماعی بنا به ذوق و سلیقه و ابتکار شخصی آنرا دگرگون نموده وبه شیوهای که خود تمایل دارد آنرا به عمل در میآورد و بهمین دلیل آنرا نقش عملی فرد نیزگفتهاند یعنی نقشی که عملاً ایفاء میشود. بعنوان مثال نقش محقق معلم روشی است که در تدریس بکار میبرد و نحوه برخوردی است که با دانش آموزان دارد, معلم ممکن است در عین حالیکه در چهار چوب مقررات موجود به کار موظفش به پردازد, با بالا بردن سطح سواد دانش آموزانی که مشکلاتی در امر آموختن بعضی از مطالب دارند دایره فعالیت خود را از کلاس به خانواده دانش آموز گسترش داده و مشکلات دانش آموز را با اولیاء دبستان و اولیاء وی در میان گذاشته و شیوه و را ه حل های خاصی را برای جبران عقب ماندگی دانش آموزان ارائه دهد و یا خود در کلاس روشی در پیش گیرد که دانش آموزان ضعیف را بتدریج به سطح افراد متوسط ارتقاء دهد و... بنابراین هر کس میتواند نقش محول خود را به نحوی که خود مایل است و با تکیه بر ابتکار و ذوق خود به نقش محقق تبدیل کند.

موضوع اصلي جامعه شناسي سياسي بررسي روابط متقابل ميان قدرت دولتي و نيروهاي اجتماعي است.دولت پديدهاي نيست كه مستقل عمل كند، بلكه در شبكه پيچيدهاي از روابط اجتماعي سياسي و اقتصادي قرار دارد با اينكه دولت داراي كار ويژه هاي عمومي است، ولي هر دولتي داراي چهره مخصوصي به خود نيز مي باشد كه اشكال و انواع دولتها را از هم متمايز مي سازند. «و مهمترين وجهي كه مورد بررسي جامعه شناسي سياسي است چهره خصوصي دولت و رابطه قدرت دولتي با منافع گروهها و نيروهاي اجتماعي است .
